واتساپ / تلگرام: 09300655048 ایمیل: danyarpub@gmail.com
گزارش رونمایی از کتاب «سفرنامههای مصور مظفرالدینشاه – سفر کنترکسویل فرانسه»
آیین رونمایی از کتاب «سفرنامههای مصور مظفرالدینشاه – سفر کنترکسویل فرانسه» به کوشش مهرداد اسکویی و علیرضا بهارلو، توسط انتشارات دانیار برگزار شد. این نشست فرهنگی به عنوان نود و هفتمین شب از شبهای بخارا در روز سهشنبه ۱۰ شهریورماه ۱۴۰۵ در شهر کتاب نیاوران با حضور پرشور استادان، پژوهشگران، مجموعهداران و علاقهمندان به تاریخ و هنر ایران به انجام رسید. این کتاب نفیس حاصل پژوهشی گسترده بر پایه کارتپستالهای تاریخی و اسناد تصویری سفرهای فرنگ مظفرالدینشاه قاجار است. در ادامه، شرح سخنان هر یک از سخنرانان و نکات برجسته مطرحشده در این رویداد ارائه میشود:
علی دهباشی
علی دهباشی نشست را با گرامیداشت یاد بزرگان آغاز کرد و به بیان پیشینه شخصی و علاقه دیرینه خود به تاریخ قاجار پرداخت. او خاطرهای از دوران جوانی و سال اول دبیرستان خود در مدرسه فردوسی تهران تعریف کرد که در آن زمان به همراه مرحوم اسلام کاظمیه روی سفرنامه امینالدوله کار میکرده است. وی افزود که در سال ۱۳۶۱ در چاپخانه گته، نسخهای رحلی از سفرنامه مظفرالدینشاه به او سپرده شد که همین امر جرقهای برای علاقه پرشور و همیشگی او به این پادشاه قاجار گردید.
دهباشی با نقد نگاه سنتی مورخان، تأکید کرد که «مورخین ما نسبت به شخصیت مظفرالدینشاه بسیار کملطفی کردهاند.» او یادآور شد که مظفرالدینشاه حدود ۵۰ سال در تبریز ولیعهد بود و انتظار کشید که تحمل این دوران طولانی بسیار سخت و فرساینده است. او به جنبههای مذهبی و اخلاقی جالب شاه اشاره کرد؛ از جمله اینکه او در سفرهای خود شخصی به نام سید بحرینی را همراه میبرده و به دلیل ترس شدید از تاریکی تونلها (مثلاً در بلژیک)، هنگام عبور قطار از تونل زیر عبای سید بحرینی پناه میگرفته است. با این حال، دهباشی برجستهترین دستاورد مظفرالدینشاه را امضای فرمان مشروطیت دانست که به خواست خود شاه و با وجود مخالفتهای شدید درباریانی چون امیر بهادر جنگ صورت گرفت؛ کسی که تهدید کرده بود در صورت امضای فرمان، با شمشیر شکم خود را پاره خواهد کرد. دهباشی کار پژوهشی اسکویی و بهارلو را بدعتی نو و ارزشمند در بازخوانی متون مهجور تاریخ ایران خواند.
مهرداد اسکویی
مهرداد اسکویی که مستقیماً از سفر کاری رفسنجان و بدون استراحت به جلسه رسیده بود، سخنان خود را با سپاسگزاری از استادان حاضر و همکارانش آغاز نمود. او توضیح داد که ایده اصلی این پروژه از پژوهشهای پیشین کیانوش معتقدی و عبد امین در زمینه سفرنامه مصور ناصرالدینشاه الگوبرداری شده است و کتاب حاضر، اولین جلد از یک مجموعه چهار جلدی درباره سفرهای فرنگ مظفرالدینشاه است.
اسکویی داستان شگفتانگیز کشف این کارتپستالها را روایت کرد: او در سال ۱۳۹۰ (حدود ۱۵ سال پیش) در شهر کوچک بشغل (Bécherel) در منطقه بریتانی فرانسه که شهر کتابهای دستدوم است، به دو کارتپستال تاریخی برخورد کرد. روی یکی نوشته شده بود «مظفرالدینشاه، شاه ایران، از چشمه آب مینوشد» و روی دیگری «شاه ایران در حال شکار کبوتر در کنترکسویل». این کشف، آغاز تحقیقات پانزدهساله او درباره شهر کنترکسویل (Contrexéville) شد؛ شهری در شمال شرق فرانسه که به خاطر چشمههای آب معدنی، پادشاهان و چهرههای سرشناس را برای درمان جذب میکرد. اسکویی پس از سالها جستجو توانست مجموعه کارتپستالهای عکاس معروف فرانسوی این شهر یعنی جی. دو پرنو (J. D. Pernot) را که بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۰ از شاه ایران و تفریحات او عکاسی کرده بود، خریداری کند.
وی توضیح داد که مردم کنترکسویل برخلاف قضاوتهای تلخ برخی مورخان ایرانی، عاشق مظفرالدینشاه بودند. شاه ایران با وجود بیماریهایش، ابزارهای مدرن نظیر دوربین فیلمبرداری و عکاسی پیشرفته را به ایران آورد. اسکویی با همکاری علمی علیرضا بهارلو از ۴ سال پیش پژوهش مشترکی را آغاز کرد و تمام تصاویر، اسناد، روزنامهها و مجلات آن دوره را نظم بخشید. او به دعوت رسمی شهردار کنترکسویل، لوک ژرک (Luc Gerecke)، به این شهر سفر کرد. در جلسه رسمی با شهردار و پژوهشگران تاریخ فرانسه، وقتی اسناد و کتاب ۳۶۰ صفحهای ایرانیان نمایش داده شد، مقامات فرانسوی شگفتزده شدند زیرا بسیاری از این عکسهای تاریخی را هرگز ندیده بودند. شهردار کنترکسویل به پاس این پژوهش عظیم، مدال افتخار شهر را به اسکویی و بهارلو اهدا کرد. اسکویی در نهایت از خانم ساناز باغبان رحیمی بابت شجاعت در نشر این کتاب نفیس در شرایط سخت اقتصادی تقدیر کرد.
افسانه کامران
افسانه کامران سخنرانی خود را به موضوع کارتپستالها و فرهنگ دیداری در دوره مظفری اختصاص داد. او با تطبیق کتاب با سفرنامه ظهیرالدوله، این سؤال را مطرح کرد که چرا شاه یک مملکت باید برای نوشیدن آب معدنی سفری چنین طولانی و پرهزینه برود، در حالی که ظهیرالدوله در سفرنامهاش نوشته بود کنترکسویل جای بزرگی نیست و شبیه به قریه «آباسک» لاریجان مازندران خودمان است!
کامران توضیح داد که اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، دوران «تب کارتپستال» در اروپا بود. با انقلاب صنعتی دوم و شکلگیری طبقه متوسط، کارتپستال به عنوان یک رسانه سریع، ارزان و آسان جایگزین نامهنگاریهای گرانقیمت شد. او کارتپستالهای آن دوران را نیاکان شبکههای اجتماعی امروزی (مانند اینستاگرام و توییتر) دانست؛ زیرا همانند فضای مجازی امروز، کارتپستالها ارتباطات را دموکراتیزه کردند، به حاشیهنشینان و زنان صدا دادند، و به دلیل محدودیت فضا، موجب خلاصهنویسی و تغییر زبان مکتوب تاریخی به زبانی کوتاه، صمیمی و شبیه به پیامهای امروزی شدند.
وی به تصویر مظفرالدینشاه در اروپا از دو زاویه اشاره کرد: رسانههای رسمی که با رعایت پروتکلهای دیپلماتیک ظاهر شاه را با سبیل و نشانهایش تصویر میکردند. در مقابل، کاریکاتورها و طرحهای طنزی که شاه را به خاطر استقراضهای کلان از روسیه و بریتانیا برای سفرهای تفریحی در زمان فقر و گرسنگی ملت ایران به استهزا میکشیدند. با این حال، همین کارتپستالها بعدها در دوران مشروطه به ابزاری برای آشنایی افکار عمومی جهان با مبارزات مردم ایران و بسیج تودهها تبدیل شدند.
کیانوش معتقدی
کیانوش معتقدی انتشار این کتاب را اتفاقی بینظیر برای کتابخانه هر علاقهمند به فرهنگ ایران دانست که توانسته دنیای متن تاریخی را با دنیای تصویر پیوند دهد. او یک پیشنهاد علمی برای پژوهشگران هنر قاجار ارائه کرد: به طور سنتی، تاریخ هنر قاجار به دو دوره (دوره اول: فتحعلیشاه و محمدشاه؛ دوره دوم: ناصری تا پایان قاجار) تقسیم میشود. اما معتقدی استدلال کرد که دوره مظفری به بعد به دلیل تحولات عظیم تصویری و نزدیکی به مشروطه، باید به عنوان دوره سوم تاریخ هنر قاجار به طور مستقل مطالعه شود.
او تشریح کرد که در دوره مظفری، گفتمان تصویری به کلی تغییر یافت؛ پیکرنگاریهای درباری و پرترههای سلطنتی نقاشان بزرگ (حتی کمالالملک) کمرنگ شد و بار معنایی تصویر به مطبوعات و کارتپستالها واگذار گردید. به عنوان سند این مدعا، او اشاره کرد که ما در طول تاریخ مشروطه کمتر از ۱۰ نقاشی جدی داریم، اما عکسها و کارتپستالهای بیشماری موجود است. معتقدی ویژگی مهم کتاب را دیدن شاه ایران از «چشم دیگری» (نگاه فرنگیان) دانست.
وی همچنین از مظفرالدینشاه دفاع کرد و او را تنها پادشاه در تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران خواند که پذیرفت قدرت خود را با مردم به اشتراک بگذارد و فرمان مشروطه را امضا کند. او اقدام مهرداد اسکویی را الگویی تراز برای مجموعهداران دانست؛ چرا که ارزش یک کلکسیونر به انتشار اسنادش است، نه پنهان کردن آنها. معتقدی با گلهمندی شدید یادآور شد که کاخ گلستان بیش از ۳۰ هزار عکس تاریخی قاجار دارد که نه خود منتشر میکند و نه اجازه پژوهش به محققان مستقل میدهد و این آثار در حال پوسیدن هستند. او از شجاعت نشر دانیار تقدیر کرد که آثاری چون نامههای کمالالملک و این کتاب مصور را روانه بازار کرده است.
ساناز باغبان رحیمی
ساناز باغبان رحیمی، مدیر نشر دانیار، با تواضع ابراز افتخار کرد که لوگوی نشر دانیار در کنار کارنامه و بخارا قرار گرفته است. او که در کنار کار تماموقت، به دلیل نظارت مستقیم بر چاپ کتاب یک هفته بیخوابی کشیده بود، تولد هر کتاب را به رویش یک نهال یا تولد فرزند تشبیه کرد.
او توضیح داد که نشر دانیار کار خود را بدون سرمایه اولیه و تنها با تکیه بر اعتماد پژوهشگران آغاز کرده است. رحیمی به کتابهای قبلی نشر مانند «پرترههای سلطنتی قاجار» و «در جستجوی آن» (درباره صعود به اورست) اشاره کرد و سختیهای مدیریت انفرادی و وسواسگونه یک انتشارات مستقل در شرایط فعلی را تشریح نمود.
علیرضا بهارلو
علیرضا بهارلو به عنوان آخرین سخنران، مقایسهای آماری و تاریخی میان ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه ارائه داد تا شرایط سفرهای او روشنتر شود:
- ناصرالدینشاه: ۱۳ سال ولیعهد بود، در ۱۷ سالگی شاه شد، ۴۸ سال حکومت کرد و در ۶۴ سالگی ترور شد. او ۳ سفر خود به اروپا را در بازه زمانی ۱۶ سال انجام داد.
- مظفرالدینشاه: حدود ۳۶ سال ولیعهد بود، در ۴۴ سالگی شاه شد، ۱۰ سال حکومت کرد و در ۵۴ سالگی درگذشت. او هر ۳ سفر خود به اروپا را تنها در بازه زمانی ۵ سال (۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵) انجام داد.
بهارلو افشا کرد که بر اساس اسناد محرمانه فرانسوی در سال ۱۸۹۵ (یک سال پیش از شاه شدن مظفرالدینشاه)، پزشکان فرانسوی او را معاینه کرده و اعلام کرده بودند که این ولیعهد بیمار بیش از ۱۰ سال زنده نخواهد ماند؛ پیشبینی علمی که دقیقاً درست از آب درآمد. شاه که از عمر کوتاه خود آگاه بود، تدارک سفرهای پیدرپی با وامهای سنگین خارجی را دید تا از فرصت محدود خود نهایت استفاده را ببرد. بهارلو هدف رسمی این سفرها را درمان از طریق آبهای معدنی (آبدرمانی) در کنترکسویل فرانسه دانست که شاه در هر سفر بین ۲۰ روز تا یک ماه در آنجا اقامت میکرد.
بهارلو با اشاره به ورود کارتپستال تصویری (ورقه پستی) به ایران در دهه ۱۸۹۰، آن را رسانهای ارزانتر و انبوهتر از عکسهای معمولی خواند که بدنه اصلی تصاویر کتاب را تشکیل میدهد. او بحثی نظری درباره «قدرت تصویر در دوره قاجار» مطرح کرد و گفت قاجارها تصویر را ابزاری زنده برای مشروعیت سیاسی میدانستند که میتوانست در غیاب فرد، القاکننده قدرت و اقتدار او باشد. او مثال تاریخی جالب تظاهرات مشروطهخواهان را زد که در روز افتتاح مجلس، به دلیل مخالفت محمدعلیشاه با حضور در مجلس، مردم قاب عکس بزرگ او را به عنوان بدل شاه با خود به مجلس بردند؛ رویدادی که عکسی از آن در قالب کارتپستال با عنوان «عکس محمدعلیشاه را به مجلس مقدس به عوض خود شاه میبردند» موجود است. بهارلو در نهایت توضیح داد که کتاب روزهای اقامت شاه در کنترکسویل را روز به روز با تصاویر و کارتپستالهای مستند مربوط به همان روز پیوند داده است.





